آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

79

سفرنامه كازاما ( فارسى )

رايحهء ايرانى دارد بسيار است . در عصر حاضر ، قالى ظريف و ريزبافت هنرى ( كار ايوان ) كه رنگ طبيعى گياهى دارد و با دست بافته شده ، قطعهء كوچكش هم هزارين « 1 » قيمت دارد . و در شمار چيزهاى تجملى است كه مردم ما هنوز قوهء خريدش را ندارند . قالى نيمه‌بافته روى دار قالى هم ديدم . چهارپنج دختر كوچك نازنين و ديگر بچه‌هاى معصوم به راهنمايى سركارگر كارگاه سرگرم بافتن بودند . در ميان آنها دختركى بسيار زيبا بود كه دو چشم گيرايش همچون ستاره‌اى از روزن چادر كه قامتش را مىپوشاند ، مىدرخشيد . دست‌هايش تند و بىوقفه كار مىكرد ، و برايم چنين نمود كه با هر حركت انگشت تارهاى دلش را يك‌يك بر پود قالى گره مىزند . آيا او دلى رنج‌ديده يا پراندوه عشق داشت ؛ كلافى از نخ سرخ را ، كه پندارى از خونش رنگ شده بود ، بر تارهاى قالى مىبافت . از سر انگشتان نازكش گل شكوفه مىكرد ، و گل و بوتهء نقش اسليمى بر باغ قالى مىنشاند ، و هر لبخندش مرغى مىشد و بر شاخسارى از اين باغ به نغمه‌سرايى مىنشست . تن لطيفش همه روح و رنگ مىشد و بر متن قالى مىدويد و ابر رنگارنگ مىشد و ( بر پردهء اين آسمان ) به پرواز درمىآمد . قالى و قاليچه‌اى كه به سالى و چندين ماه آن را با تار دل و پود جان مىبافند و مىگسترند ، كالاى تجارى نيست ، جان و حيات است و هنر با روح است . ساختن قالى ، بافتن با نخ و پشم نيست ، تنيدن از دل و بافتن از جان است . امروزه هنرهاى دستى ايران مىرود كه پايهء والاى روزگار قديم را بازيابد . اما جان

--> - است ، چيزهايى نگاهدارى مىشود كه از امپراتور شوءمو ( كه در سالهاى 724 تا 748 م . بر تخت بود ) بازمانده است . در دورهء اين امپراتور ، فرهنگ « نارا » ( دوره‌اى در تاريخ ژاپن ، ميان سالهاى 710 تا 781 م . ) در اوج شكوفايى بود . در ميان ذخاير اين گنجينه ظرف‌هاى طلا و نقره ، لاك‌كارى ، بلور و شيشه ، پارچه‌هاى نفيس ، فرش‌ها و سازهاى موسيقى يافت مىشود كه بسيارى از آن از چين و هند و ايران آمده است . ( 1 ) . هزارين ، در آن سال‌ها ، حدود سه ربع قرن پيش ، قوهء خريد بالا داشت ، و امروزه بر اثر تورم و افت ارزش پول برابر كمتر از ده دلار امريكا است .